![]() |
![]() |
|
|
فاشيسم ( Fascism)نام يه نهضت يا يه حرکتي است که برا بار اول توسط موسوليني ( يه ديکتاتور ايتاليايي) بين سالهاي 1922 تا 1943 توکشور ايتاليا به وجود اومد و يه سري جريانهاي مشابه مثل نازيسم در آلمان وفالانژيسم در اسپانيا به دنبال همين خط فکري شکل گرفت . فرمانروايان قديم رومي نقشمي بست و نماد قدرت اونها بود . فاشيسم قبل از اينکه يه فلسفه يا ايدئولوژي سياسي باشه ، يه روش حکومته که به سه اصل استواره : فردي که در راس حکومت قرار مي گيرد، ما فوق قانون است . در اين حکومت ها سازمان دولت ، با تکيه بر قدرت نظامي ،گروه هاي فشار سياسي و وسايل تبليغاتي ( که در اختيار دولت است )، آزادي هاي فردي را محدود مي سازد و هرگونه حرکت مخالفي را سرکوب مي کند . اما در مقايسه حاکميت اسلامي با فاشيسم ، شايد از اين جهت که فاشيسم هم به تقدس رهبر و مردمي بودنش تاکيد داره يه شباهتي به نظر بياد . اما آنچه شالوده فاشيسم بوده و تو ويژگي هاي فوق تبلور يافته هرگز در نظام اسلامي راه نداره . چون که دليل نميشه چون ما و اونا تقدس رهبر داريم پس ما هم کلا مثل اوناييم ..... اسلامي و مصلحت جامعه اسلامي عمل مي کندو هيچ گونه نظرات شخصي ناشي از جاه طلبي ، احساس غرور و قدرت و ...... در او راه ندارد ..... حتي خود ولي فقيه به صورت مساوي در برابر قانون مسئولند و هيچ قوم و ملتي بر ساير اقوام امتياز و برتري ندارد و تنها تقوا ملاک برتري است ( اونم نه برتري قانوني )...... ها و حتي طبيعت دارد. به حکومت ديني نو عي شارلاتانيسم تبليغاتي دشمنان نظام اسلامي در جهت مشو جلوه دادن چهره حکومت ديني است . اي و شکست در صحنه هاي عملي است . |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و نهم مرداد 1388ساعت 11:37 توسط بامداد |
|
|
گزارشهای زیادی از ضرب و شتم شکنجه و رفتار غیر انسانی با زندانیان منتشر شده و تعدادی از معترضین هم به شهادت رسیده اند . سازمانهای بین الممللی مدافع حقوق بشر ضمن انتقاد از عملکرد جمهوری اسلامی به رفتار غیر انسانی با زندانیان اعتراض کرده اند و خواستار آزادی فوری آنها شده اند .
اگر ما به قوانین جمهوری اسلامی نظر بیندازیم باید ببینیم که آنها به چه دلیل و تحت چه شرایطی بازداشت شده اند .
قانون اساسی جمهوری اسلامی اجازه ی تجمع میده به شرط اینکه اسلحه به دست کسی نباشه و مخل مبانی اسلام نباشه . تظاهر کننده هایی که بازداشت شده اند هیچکدام اسلحه ی سرد و گرم حمل نمی کردند و کاری هم بر خلاف اسلام انجام نمی دادند بلکه از حق قانونی خود که اعتراض به نتایج اشتباه انتخابات بود اعتراض می کردند در همان چند ساعت اول بعد از نتایج انتخابات تعداد مشخصی از معترضین در منازل و در محل کارشان دستگیر شدند و بنابراین این امر نشان می دهد که در بازداشت ها هم برنامه ریزی شده بود و تعداد بازداشتگاه های غیر قانونی در سراسر کشور زیاد است و اتهام کلی همه ی بازداشت شدگان اقدام علیه امنیت ملی و یا براندازی نرم عنوان شده است .
فرا خوان به مبارزه
آشیانه ها نا امن و جلچله ها آواره
وطن من پیر و شکسته زیر باری سنگین و طاقت فرسا
از شرق خطر همیشگی حمله و تجاوز
از غرب خطر توطیه های نفاق افکنانه
اهل قلم قلم های خود را زمین بگذارید
زنان خانه نشین اسلحه به دست بگیرید
اکنون و اینجا شهیدان واقعی قهرمانانند
بیایید دست در دست یکدیگر
سدی برافرازیم در برابر سیل ویرانگر |
|
+ نوشته شده در
جمعه نهم مرداد 1388ساعت 16:45 توسط بامداد |
|
|
تیم ملی مردم در زمین خویش آمد
سوی تیم دیکتاتور ، پا به توپ پیش آمد
یک دریبل جانانه در اوایل بازی
تیم فتنه را انداخت فکر تیر اندازی
سبزی زمین شد سرخ با گلوله و خنجر
تیم فتنه شد پنهان پشت گاز اشک آور
شوت خوب استقلال روی پاس آزادی
شد نشانه ی امید شد جرقه ی شادی
با جوان دانشجو تیم جهل درگیر است
بدترین خطا پشت خط هجده تیر است
تیم ملی ملت در زمین بیداری
مایه ی هم آوازی حاصل فداکاری
داور میان زمین چشم مردم دنیاست
صحبت از حقوق بشر حرف اصلی آنهاست
کارت سرخ می گیرد کاپیتان آدمکش
کله اش ز قدرت گرم حالش از جنایت خوش
تیم پیرهن سبزان می کند نفس تازه
عشق جام پیروزی شوق فتح دروازه
هادی خرسندی |
|
+ نوشته شده در
شنبه سوم مرداد 1388ساعت 21:23 توسط بامداد |
|
|
آهای ایرانی ها به یاد دارید روزی روزگاری
در زمان پادشاهی منوچهر ،تورانیان بر
سپاه ایران چیره گشتند و با این ترفند که
ایران را به دست ایرانیان شکست دهند
گفتند : یک ایرانی تیری بیندازد
که مرز ایران و توران را مشخص کند .
آهای هم میهن به یاد داری آن روز آرش
کمان گیر هنگامی که همه با نا امیدی به
هم می نگریستند و گمان می کردند
که با این شرط ایران به دست ایرانی
در چنگ توران خواهد افتاد از میان مردم
بر خواست و جانش را در تیر کرد .
بی گمان می دانی که تیر از جان آرش
زنده ماند و پس از ده روز بر زمین
نشست . این تیر قلب ایرانیان را روشن و
چشم تورانیان را کور کرد .
پیش از آن که آرش بر خیزد هیچ کس
امیدی در دل برای رهایی ایران نداشت .
چشم ها خسته و دل ها تاریک بود.
آهای پدران و مادرانی که هر شب برای
کودکانتان قصه می گویید تا کنون چند بار
قصه ی آرش کمان گیر را گفته اید ؟
آهای پسران و دختران ایرانی آن گاه که
خسته از همه چیز به راه فرار به ترک
میهن می اندیشید به فداکاری های
بزرگان این سرزمین فکر کرده اید ؟
به خشنودی آرش ،تیرگان را جشن می
گیریم .
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388ساعت 17:26 توسط بامداد |
|
|
|||||
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و سوم تیر 1388ساعت 2:25 توسط بامداد |
|
|
خارپيچ سوزان فرانتس كافكا ترجمهی احمد شاملو
يكهو ديدم وسط خاربوته درهمپيچيدهاي به تله افتادهام. نگهبان باغ را با نعرهاي صدا زدم. به دو آمد، اما با هيچ تمهيدي نتوانست خودش را به من برساند. داد زد: چه جوري توانستهايد خودتان را بچپانيد آن تو؟ از همان راه هم برگرديد ديگر.
گفتم: ممكن نيست. راه ندارد. من داشتم غرق خيالات خودم، آهسته قدم ميزدم كه ناگهان ديدم اين توام. درست مثل اين كه بته يكهو دور و برم سبز شده باشد... ديگر از اين تو بيرون بيا نيستم: كارم ساخته است. نگهبان گفت: عجبا! ميرويد تو خياباني كه ممنوع است ميچپيد لاي اين خارپيچ وحشتناك و تازه يك چيزي هم طلبكاريد... در هر صورت تو يك جنگل بكر گير نكردهايد كه، اينجا يك گردشگاه عمومي است. هر جور باشد درتان ميآرند.گردشگاه عمومي! اما يك همچين بته تيغ پيچ هولناكي ، جاش تو هيچ گردشگاه عمومي نيست... تازه وقتي تنابندهاي قادر نيست به اين نزديك بشود، چهجوري ممكن است مرا از توش درآورد؟... ضمنا اگر هم قرار است كوششي بشودبايد فوري فوري دست بهكار شد: هوا تاريك شده و منمحال است شب تو همچين وضعي خوابم ببرد. سر تا پام خراشيده شده، عينكم هم از چشمم افتاده و بدون آن هم پيدا كردناش از آن حرفهاست . من بي عينك كورم. نگهبان گفت: همه اين حرفها درست، اما شما ناچار بايد دندان رو جگر بگذاريد. يك خرده طاقت بياريد. يكي اين كه اول بايد چند تا كارگر گير بيارم كه واسه رسيدن به شما راهي وا كنند تازه پيش از آن هم بايد به فكر گرفتن مجوز كار از مقام مديريت باشم. پس يك ذره حوصله و يك جو همت لطفا!
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و یکم تیر 1388ساعت 1:32 توسط بامداد |
|
|
روبرویم هیچ نیست
پشت سر تاریکی است
در کنارم تنهایی
من مانده ام و یک دنیا غصه
و فردایی مبهم .
با دلی آکنده از یاس و
دستهایی خالی تر از همیشه
به جای همه نومیدان می گریم
آه من حرام شدم . |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هفدهم تیر 1388ساعت 15:44 توسط بامداد |
|
|
به نظر می رسد که قلب شهر ایستاده است و تنها
صدای گام سربازان است که در کوچه ها طنین
می افکند .
اما ما هراسی نداریم چرا که در این سکوت سر نیزه
های قلم از کاغذ بر خواسته و در برابر سینه ی
استبداد نشانه رفته است .
ما تنها نبود ه ایم هیچگاه تنها نبوده ایم .
اینک تلاش و خروش خلق با سلاحی دیگر به یاری
رسیده است .
دوستان به آن کارگر حروفچین از من پیام بفرستید
این حروف را آماده کن :
آزادی از راه می رسد ...... |
|
+ نوشته شده در
جمعه پنجم تیر 1388ساعت 14:55 توسط بامداد |
|
|
عبدالکریم سروش در سال 1324در تهران به دنیا آمد . تحصیلات متوسطه خود را در ذبیرستان علوی گذراند وسپس دردانشگاه تهران به تحصیل در رشته دارو سازی پرداخت . وی دراوایل دهه ۵۰ شمسیعازم لندن شد و همراه با ادامه تحصیل در رشته شیمی تجزیه به مطالعه فلسفه غرب پرداخته و به نمایندگیاز آیت الله بهشتی به فعالیت در مراکز اسلامی شیعیان درلندن پرداخت . در سالهای آخر حکومت پهلوی بود که کتاب تضاددیالکتیکی وی به تالیف در آمد . این کتاب حاشیه تحسین آمیز مرتضی مطهری را در پی داشت و محمد علی رجایی در پیرامون آن گفت : کتاب تو در زندان به دست ما رسید و آبی بود که روی بسیاری از آتش ها ریخت و بچه های مسلمان را به سلاح تازه ای مسلح کرد . دکتر سروش پس از ملاقات رو در رو با روح الله خمینی در پاریس آماده بازگشت به ایران شد و این امر بعد ازپیروزی انقلاب به وقوع پیوست . در این بین بود که با معرفی بهشتی و روح الله خمینی به عضویت ستاد انقلاب فرهنگی در آمد . سروش فلسفه ی علم و فلسفه ی تاریخ را در دانشگاه تهران دانشگاه بین اللمللی قزوین دانشگاه مشهد دانشگاه شیراز دانشگاه تربیت و مدرس و موسساتیچون انجمن حکمت و فلسفه تدریس کرده است . دکتر سروش در طی سالهای فعالیت فکری خود همواره کوشیده است تا با ارایه دادن تاویلی جدید از اسلام آن را برای انسان امروز قابل فهم کند . این تاویل به ویزه در مقابل تاویل های رسمی حکومتی و بنیاد گرایانه ازاسلام قرار می گیرد . موضوعات مورد علاقه دکتر سروش : فلسفه ی علم فلسفه مذهب سیستم های فلسفی فلسفه مقایسه ای و علم کلام هستند .تالیف ها : علم چیست فلسفه چیست ، تضاد دیالکتیکی ،ایدیولوزی شیطانی ،حکمت و معیشت ،قبض و بسط تیوریک شریعت ، اوصاف پارسایان ، راز دانی و روشنفکری ودینداری ، قصه ارباب معرفت ، فربه تر از ایدیولوزی ،حکمت و معیشت، درسهایی در فلسفه ی علم الاجتماع ،مثنوی معنوی ، مدارا و مدیریت ، سیاست نامه ، آیین شهریاری ودینداری ، ادب قدرت ادب عدالت ، ما در کدامین جهان زندگی می کنیم ، اندر باب اجتهاد |
|
+ نوشته شده در
جمعه پنجم تیر 1388ساعت 13:48 توسط بامداد |
|
|
تو آیت امیدی در بی کرانه بی قراری وقتی که نگاهت در کالبد زمان شکفته می شود اشک مهتابی و به من که خسته ام از تکرار لبخند می زنی من از نهایت عشق سخن می گویم آنجا که ستارگان در آرزوی دیدار تو شعله ور می شوند معجزه ای میلاد عشقی رنگین کمان غزل ماندگاری و نگاهت پلی است از زمین تا خدا نسیم مهرت از ازل بر دیار قلبم وزیدن گرفت و یادت تا همیشه در دره های مدور زمان طنین اندازخواهد بود . |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه چهارم تیر 1388ساعت 0:34 توسط بامداد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 آذر 1387 |
|
RSS
|