تبليغاتX
نگرانی های من

شاعر شبانه ها

به نظر من اظهار نظر درباره  شخصیتی مانند احمد شاملو که حرفش     

را در شعرهایش زده و مسیرشعری و ادبی خود را روشن کرده ،   

 لزومی ندارد- چرا که خود او در جایی می گوید آثار من خود ،

اتوبیوگرافی کاملی است . من به این حقیقت معتقدم که

شعر برداشتهایی از زندگی نیست ، بلکه یکسرهخود زندگی است .

وقتی که شاملو با اولین مجموعه شعر خود به نام هوای تازه قدم 

به میدان می گذارد از همان اول بههمه می فهماند شاعری معترض 

و عصیانگر است و حرفش را بی پرده می زند . تا جایی که در جامعه

ادبی آن زمان ولوله ای برپا می کند و خود را شاعری صاحب سبک

 معرفی می کند . شاملو علاوه بر فعالیت در حیطه شعر یک محقق ،

روزنامه نگار ، مترجم و فیلمنامه نویس خوبهم به شمار می آید .   

وی شعرها و رمانهای شاعران و نویسندگان بزرگی  را به فارسی 

 ترجمه کرده که  ترجمه های او از ماندگارترین ترجمه ها به                 

به  فارسی به شمار می آیند ، از جمله ترجمه شعرهای

لورکا ، مرکوت بیکل ، لنکستون هیوز ، پل الوارو نویسنگان بزرگی   

مثل آنتوان دو سنت اگزوپریو گراهام گرین .

او همچنین سردبیری هفته نامه ها و مجله های مختلفی را عهده دار  

بود که هر کدام از آنها بعد از انتشار چند شماره به دلایل سیاسی  

توقیف می شدند

در اوج شهرت و محبوبیت شاملو ، چندین کشور اروپایی و آمریکایی 

 از او دعوت به عمل می آوردند

تا در آنجا محافل شعری برگذار کند و در دانشگاه های معتبر ،  

سخنرانی کند .

ولی با همه اینها با از 8 سال از مرگ وی تا به حال 9 بار سنگ قبر 

 او را شکسته اند و کار تا به جایی

رسید که آیدا ، همسر شاملو در جایی اظهار داشت اگر بار دیگر   

 سنک قبر او را بشکنند به عنوان اعتراض به این عمل غیر انسانی   

  سنگ قبر را به حال خود رها می کنیم .

مگر شاملو چه کرده یا چه گفته بود که این گونه بعد از مرگش وقتیکه

دستشان به او نمی رسد عقده هایشان

را بر سر سنگ قبر او خالی کنند .

باری با این همه بنا به گفته بسیاری از بزرگان شعر و ادب فارسی ، 

پر بیراه نگفته ایم اگر عصر حاضر را عصر شاملو بنامیم .

 

ترانه بزرگترین آرزو

آه اگر آزادی سرودی می خواند

کوچک

همچون گلوگاه پرنده ای

هیچ کجا دیواری فرو ریخته بر جای نمی ماند

سالیان بسیار نمی بایست در یافتن را

که هر ویرانه نشانی از غیاب انسانی است

که حضور انسان آبادانی است .

همچون زخمی

همه عمر

خونابه چکنده

همچون زخمی

همه عمر

به دردی خشک تپنده

به نعره ای چشم بر جهان گشوده

به نفرتی از خود شونده

غیاب بزرگ چنین بود

سرگذشت ویرانه چنین بود .

آه اگر آزادی سرودی می خواند کوچک

کوچکتر حتی

از گلوگاه یکی پرنده .

دشنه در دیس – احمد شاملو

 

+ نوشته شده در  شنبه نهم آذر 1387ساعت 10:55  توسط بامداد | 

به نام خدا

به اطلاع تمامی طرفداران گروه راک انگلیسی پینک فلوید می رسانم   

 که نزدیک به دو ماه قبل ریچارد رایت کیبوردیست توانای گروه به علت   

 ابتلا به سرطان در 63 سالگی در گذشت .

هر چند طرفداران پر و پا قرص پینک فلوید این خبر تلخ را شنیده اند ، ولی

من هم به عنوان یکی از هوا خواهان گروه وظیفه خودم دانستم لااقل به

عنوان ادای دین به ریچارد رایت هم که شده ، این خبر ناگوار رو بدم .

رایت یکی از اعضای اصلی و پایه گذار گروه به همراه راجر واترز ،   ، 

سید بارت نیک میسون و دیوید گیلمور به حساب می آید . البته 

 سید بارت به علت مشکلات روانی که بعدا گریبانش را

گرفت ، از گروه کنار گذاشته شد .

پر بیراه نگفته ایم اگر کیبورد نوازی رایت را در یکی از ترانه های معروف 

پینک فلوید به نام بدرخش ای الماس خوش تراش را به عنوان یکی از  

ماندگار ترین کارهای گروه ، نام ببریم .

وی علاوه بر نوازندگی کیبورد ، چند ترانه به یاد ماندنی را با صدای خودش

برای گروه به ثبت رسانده است .

رایت علاوه بر کار گروهی چند آلبوم انفرادی هم به یادگار گذاشته است .

تابستان 1968

دلت می خواد قبل از اینکه بری چیزی بگی

همیشه قبل از اینکه سلام کنیم ، خداحفظی می کنیم

وقتی که از تو جدا شدم عمرم تباه شد

و حالا دوست دارم بدونم تو چه احساسی داری

کاش من هم اونجا بودم    

                                ریچارد رایت

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه هشتم آذر 1387ساعت 19:20  توسط بامداد | 

 

 

 

به نام خدا

گزارشی از مراسم اولین سالگرذ درگذشت قیصر امین پور

گتوند / مزار قیصر

امروز هشتم  آبانماه هزار و سیصدو هشتادو هفت – مصادف است با 

یکمین سالمرگ  قیصر شعر

 به همین منظور امروز  مراسم بزرگداشتی بر سر مزار وی  برگذار 

 می شود زمان آغاز مراسم ساعت 15 اعلام شده است و من هم  نیم

ساعت قبل

ازشروع مراسم  خودم را به  آنجا رسانده ام تا از بدو شروع مراسم در   

 محل حاضر باشم .

در جوار مزار ، صندلیهای زیادی با نظمی خاص برای نشستن حضار چیده

شده است و همچنیندور تا دور محل برگذاری  مراسم ، پوشیده شده   

است از عکسها و پوسترهای  رنگارنگ قیصر،

پلاکاردهایی نوشته شده هم آویزان اند ، نگاهم به یکی از انها می افتد   

 که روی آن نوشته شده  ،در ستون تسلیتها نامی از ما یادگاری .

چهره های سرشناسی مانند مصطفی رحماندوست ، فاطمه راکعی ،   

 بیوک ملکی ، دکتر یاسمی به همراه  اصحاب رسانه های محلی و

کشوری  حضور بهم رسانده اند .

در ابتدا آقای سادات ابراهیمی ، نماینده مردم شوشتر و گتوند در مجلس ،

در سخنانی با ذکر خصوصیات  اخلاقی و ادبی مرحوم قیصر امین پور

خواستار تسریع  در اعتبارات و طرح عمرانی مقبره وی شد .

پس از او ، آقایان رحماندوست و دکتر یاسمی ضمن باز گویی خاطراتی

 که با آن عزیز سفرکرده تجربه کرده بودند ، شمه ای از شخصیت ایشان

 را بیان کردند و از روند کند احداث مقبره  انتقاد کردند و خواستار سرعت

بخشیدن به این روند شدند .

در گوشه ای از محل برگذاری مراسم ، پدر قیصر را دیدم  که مردم دور او

حلقه زده اندو دارند با او درد دل می کنند و خود را در غم او شریک می

کنند .

در آخر هم یکی ازشاعران منطقه شعری را به زبان محلی بختیاری  را در

رثای  قیصر می خواند که همگان تحت تاثیر قرار گرفته و اشک از

چشمانشان سرازیر می شود.

در آخر هم قطعه شعری از قیصر را به عنوان موخره می آورم .

شعر بی دروغ

ما که این همه برای عشق

آه و ناله دروغ می کنیم

راستی چرا

در رثای بی شمار عاشقان

که بی دریغ

خون خویش را نثار عشق می کنند

از نثار یک دریغ هم

دریغ می کنیم .

 

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم آذر 1387ساعت 19:52  توسط بامداد |