تبليغاتX
نگرانی های من - حسنک

بر دار کردن حسنک وزیر

 

و آن روز و آن شب تدبیر بر دار کردن حسنک در پیش

گرفتند  و دو مرد پیک راست کردند با جامه ی

پیکان که از بغداد آمده اند و نامه خلیفه آورده که

 حسنک قرمطی را بر دار باید کرد و به سنگ بباید

کشت تا بار دیگر بر رغم خلفا هیچکس خلعت

مصری نپوشد و حاجیان را در آن دیار نبرد .

و حسنک را به پای دار آوردند و دو پیک را

 ایستانیده بودند که از بغداد آمده اند و قرآن خوانان

قرآن می خواندند . حسنک را فرمودند که جامه

 بیرون کش .

 وی دست اندر زیر کرد و ازاربند استوار

کرد و پایچه های ازار را ببست و جبه و پیراهن

بکشید ودور انداخت با دستار و برهنه با ازار

ایستاد ودستها در هم زده تنی چون سیم سپید

 و رویی چو صد هزار نگار. و همه خلق به درد

می گریستند . خودی روی پوش آهنی بیاوردند

 عمدا تنگ چنان که روی و سرش نپوشیدی

و آواز دادند که سر و رویش را بپوشید تا از

سنگ تباه نشود

 که سرش را به بغداد خواهیم فرستاد نزدیک خلیفه .

پس مشتی رند را سیم دادند که سنگ زنند و

مرد خود مرده بود   که جلادش رسن به گلو

افکنده و خبه کرده . این است حسنک و روزگارش .

و این افسانه ای است با بسیار عبرت و این همه

 اسباب منازعت  ومکاوحت از بهر حطام

دنیا به یک سو نهادند . احمق مردا که دل در این

 دنیا بندد

که نعمتی دهد وزشت باز ستاند .

رودکی گوید

به سرای سپنج مهمان را

دل نهادن همیشگی نه رواست

زیر خاک اندرونت باید خفت

گر چه اکنونت خواب بر دیباست

با کسان بودنت چه سود کند

که به گور اندرون شدن تنهاست

چون از این فارغ شدند بوسهل و قوم از پای دار

بازگشتند وحسنک تنها ماند چنان که تنها آمده

بود از شکم مادر .

و حسنک قریب به هفت سال بر دار بماند

چنان که پاهایش

همه فرو تراشید و خشک شد چنان که

اثری نماند تا به دستور فرو گرفتند و دفن کردند

چنان که کس ندانست که سرش کجاست و تن

کجاست . و مادر حسنک زنی بود جگر آور چون

بشنید جزعی نکرد چنان که زنان کنند بلکه

گریست به درد . چنان که حاضران از درد وی

 خون گریستند .

 پس گفت بزرگا مردا که این

پسرم بود و یکی از شعرای نیشابور این مرثیه

بگفت اندر مرگ وی :

ببرید سرش را که سران را سر بود

آرایش دهر و ملک را افسر بود

گر قرمطی بود و جهود و گر کافر بود

از تخت به دار بر شدن منکر بود

تاریخ بیهقی

متاسفانه حاکمان ما در طول تاریخ نخبه کش بوده اند . بحث نخبگان یک مبحث مفصل در

جامعه شناسی دارد . اگر دقت کرده اید نخبگان

جامعه از بافت اصلی جامعه هستند و آنها هستند

که به قله جامعه بر می آیند .

قایم مقام فراهانی و امیر کبیر و دکتر محمد مصدق

آخرین قربانیان نخبه کشی در کشور ما بوده اند .

+ نوشته شده در  شنبه سی ام خرداد 1388ساعت 16:17  توسط بامداد |