![]() |
![]() |
|
|
تو آیت امیدی در بی کرانه بی قراری وقتی که نگاهت در کالبد زمان شکفته می شود اشک مهتابی و به من که خسته ام از تکرار لبخند می زنی من از نهایت عشق سخن می گویم آنجا که ستارگان در آرزوی دیدار تو شعله ور می شوند معجزه ای میلاد عشقی رنگین کمان غزل ماندگاری و نگاهت پلی است از زمین تا خدا نسیم مهرت از ازل بر دیار قلبم وزیدن گرفت و یادت تا همیشه در دره های مدور زمان طنین اندازخواهد بود . |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه چهارم تیر 1388ساعت 0:34 توسط بامداد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 آذر 1387 |
|
RSS
|